تبليغاتX
من لال -

پاييز در مجاورت من بود

با لبان متورم از كبود

مست در نهايت پياله هايي كه مي توانست

آنقدر خسته ي بي مرگ رو به قبله

پاييز از مجاورت من رد شد

 

همروح

همتن

اي كلمه ي عجيب!

با آن چه در مجاورت من بود

 (آيا هست، خواهد بود)

جايي براي مجاورتت مي ماند؟

از جوجه هايي كه آخر پاييزند

بپرس

پاييز مست من ، به خانه بر نخواهد گشت؟

دلتنگ تر شبيه پنجره اي

به خانه باز مي شوم و نيست

آيا كجاي من

تو چگونه ي من

بودنت چرا مي تواند باشد؟

 

جايت خاليت

در تنهايي، افسردگي، زرد،بي برگ، لخت، زديم

به يادي كه نوستالژيك بود

بانگ نوشانوش

ماه آذر بود.

 

دی ماه ۸۷

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 14:36 توسط سیما بازیار |